تبليغاتX
نمازخانه ی دانشکده ی فنّی دانشگاه تهران

1- کدام پیروزی؟

2- مسئول اطلاع رسانی حماس در تهران: شایعه توهین حماس به امام حسین(ع) توطئه دشمنان اسلام است

3- حکایت حماس، امام حسین، یزید و ساده لوحی برخی از ما

4- فلسطینیها شافعی هستند، نه ناصبی


احتمالا تاكنون ايميل شركت در راي گيري پيرامون حمله اسرائيل به غزه و اينكه از  فلسطين حمايت مي كنيد يا اسرائيل به دستتان رسيده است. اين راي گيري در سطح جهان است و در لينك زير انجام مي شود.

http://www.israel-vs-palestine.com/gz/?home
اما جدا از راي گيري، آمار اين راي گيري كه در لينك زير قرار دارد نكات جالبي را بيان مي كند
http://www.israel-vs-palestine.com/gz/?stats


(تا اين لحظه كه من اين ايميل را مي نويسم يعني دوشنبه 30 دي ماه (19 ژانويه) ساعت 20:42)

1-  1ميليون و 105هزار نفر در اين راي گيري شركت كرده اند كه از اين تعداد 627 هزار نفر (معادل 56.8) به فلسطين و 478هزارنفر(معادل 43.2) به اسرائيل راي داده اند.
2- بيشترين مجموع آرا از امريكا و اسرائيل (مجموعا 401 هزار نفر) است و ايران با حدود  8500 نفر در مكان 23 ام است. (با احتساب مكان نامعلومي ها)
3- در بين 20 تاي اول فقط مردم امريكا و اسرائيل و كانادا و مكان نامعلوميها بيشتر از اسرائيل حمايت كرده اند.
4- از ميان 478هزار راي اسرائيل 350 هزار راي متعلق به مردم امريكا و اسرائيل است.
5- از 179 هزار اسرائيلي 7هزار نفر به فلسطين راي داده اند.
6- 8هزار ايراني به فلسطين و 544 تا به اسرائيل راي داده اند. (1به 15)
7- درصد آراي مردم كشورهايي چون عربستان، مصر و اردن (موضع حاكمان آنها را به ياد بياوريد)  به فلسطين از ايرانيان بيشتر است. (مجموعا 171هزار به فلسطين و 1157 به اسرائيل ( 1 به 148))
8-  مردم كشورهاي اردن، عربستان، امارات، قطر و كويت با جمعيت كمشان بيشتر از ايرانيان 70 ميليوني در اين راي گيري شركت كرده اند. (البته از آنجا که در زمان امتحانات دشمنان اسلام و مسلمین آتش بس می دهد می توانید بعد از امتحانات رای بدهید !!!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 0:17  توسط نمازخانه فنّی | 

گزيده‌ای از بيانات رهبر انقلاب پيرامون شخصيت و رسالت حضرت عيسی بن مريم عليه‌السلام

3/10/1387

گزيده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پيرامون شخصيت و رسالت حضرت عيسی بن مريم عليه‌السلام

اگر امروز مسيح بود...

اگر حضرت عيسى‏ مسيح (عليه‌السلام) امروز در ميان ما مى‏بود، لحظه‌اى را براى مبارزه با سردمداران ظلم و استكبار جهانى از دست نمى‏داد و گرسنگى و سرگردانى ميلياردها انسانى را كه به وسيله‏ى قدرت‌هاى بزرگ، استثمار و به جنگ و فساد و ستيزه‏خويى سوق داده مى‏شوند، تحمل نمى‏كرد.
پيام به مسيحيان و مسلمانان جهان، به مناسبت سالروز ميلاد حضرت عيسى‏ مسيح (عليه‌السلام)
1370/10/7
درسی كه مسيحيان و مسلمانان بايد فرابگيرند
عيسى‏ مسيح (عليه‌السلام) مجهز به معجزه و دعوت الهى براى نجات بشر از ظلمات شرك و كفر و جهل و ظلم و رسانيدن وى به نور معرفت و عدل و عبوديّت پروردگار مبعوث گشت و در همه‏ى مدت اقامت خود در ميان انسانها لحظه‏يى در مبارزه با بدى و دعوت به نيكى درنگ نفرمود. و اين درسى است كه مسيحيان و مسلمانان كه معتقدان به نبوت آن بزرگوارند بايد فراگيرند.
پيام به مناسبت سالروز ميلاد حضرت عيسى‏ مسيح (عليه‌السلام)
1372/10/12
راه مسيح، راه عدالت و انسانيت و محبت است
عيسى بن مريم عليه السّلام منادى رحمت و بركت و هدايت الهى براى انسانها بود، او در تاريكى شرك و ظلم و دنياى آلوده به گناه و گمراهى، نور هدايتى بود كه همه انسانها را به راه خدا هدايت كرد و زلال رحمتى بود كه جانها و دلها را شستشو مى‌داد. او پرچمدار عدالتى آسمانى بود كه ستمديدگان زمين را به رهايى از اسارت قدرتهاى ستمگر و قلدران متجاوز، فرا مى‌خواند. او برگزيده‌ى خدا بود كه گمشدگان و حيرت زدگان را به پرستش آگاهانه‌ى خداوند دلالت مى‌كرد. ولى رسالت آن راهنماى الهى با انكار و معارضه‌ى قدرتمندان و زورمداران مواجه شد و حماسه فداكارى بندگان صالح خدا به زمان و تاريخ شور و حالى فراموش نشدنى بخشيد. دستگاههاى جبارى كه آن روزگار با كفر آشكار و يا آراسته به ايمانى ظاهرى به ستيزه برخاستند و راه مردم به آن سرچشمه‌ى نور و معرفت را بستند امروز نيز با راه مسيح و آرمانهاى الهى او كه راه عدالت و انسانيت و محبت است، معارضه و ستيزه مى‌كنند.
پيام به مناسبت فرا رسيدن سال جديد ميلادى
10/9/1366
مسيح عليه‌السلام و نجات انسان‌ها
ولادت عيسى، ولادت رحمت و بركت در جهان براى مردمى بود كه بر اثر سلطه قدرتهاى مستكبر و سنگينى نظام‌هاى تباه گر غرق در ظلمت و جهالت و فساد و محروميت و تبعيض بودند. پيام عيسى مسيح، نجات انسانها، از اين همه بود.
پيام به هم‌ميهنان مسيحى به مناسبت ميلاد حضرت عيسى‏ مسيح (عليه‌السلام)
1364/4/10
مسيح عليه‌السلام؛‌ پيامبر برگزيده‌ی خدا
آن پيامبر برگزيده‌ى خدا، مردم را به راه خدا كه راه خوشبختى انسان است دعوت مى‌كرد و از پيروى هوا و هوس و آلودن صفاى روح انسان به زشتى و ستم و بدكردارى، بر حذر مى‌داشت. قدرت‌هاى طاغوتى و فاسد و زورگو و بندگان زر و زور، آن رسول الهى را مورد آزار و تهمت قرار دادند و قصد جان او را كردند و پس از آن‌كه خداى متعال او را در آغوش حفظ و امان خود جاى داد، حواريّون و پيروانش را سالهاى سال به شكنجه‌هاى هولناك دچار ساختند تا تعاليم او را كه بر ضدّ فساد و ظلم و شرك و هوسرانى و جنگ‌افروزى و مردم‌فريبى بود، از بين ببرند. آنان كه خود، فاسد و ظالم و هوسران و جنگ‌افروز و مردم فريب بودند، نمى‌توانستند دين خدا و پيامبر خدا و رهروان راه خدا را تحمّل كنند.
پيام به مناسبت سالروز ميلاد حضرت عيسى‏ مسيح (عليه‌السلام)
1373/10/12
براى استقرار نظم شايسته‏ى جهانى، بايد به تعاليم و راه پيامبران روى آوريم
آن كلمه‏ى خدا در دوران گمراهى و جهل و بى‏عدالتى و بى‏اعتنايى به ارزش انسان، پرچم هدايت و نجات انسانها را بر دوش گرفت و با قدرتهاى ستمگرِ زر و زور به ستيزه برخاست و به بسط عدل و رحمت و توحيد همت گماشت. امروز مؤمنانِ به آن پيامبر بزرگ -يعنى مسيحيان و مسلمانان- براى استقرار نظم شايسته‏ى جهانى، بايد به تعاليم و راه پيامبران روى آورند و فضايل انسانى را بر طبق آموزش آن معلمان بشريت گسترش دهند.
پيام به مسيحيان و مسلمانان جهان، به مناسبت سالروز ميلاد حضرت عيسى‏ مسيح (عليه‌السلام)
1370/10/
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 17:49  توسط نمازخانه فنّی | 

دنیا کرشمه‌های زلیخاست، الحذر/ علیرضا قزوه

 

زین روزگار، خون جگرم، سخت خون جگر
من شِکوه دارم از همه، وز خویش، بیشتر

ای دل، شفیعِ آخرتِ مایی، الغیاث
دنیا کرشمه‌های زلیخاست، الحذر!

پیراهنی ز گریه به تن کن، دلِ عزیز!
هم بویی از مشاهده سوی پدر، ببَر

کی می‌شود که دیدۀ یعقوب واشود؟
کی می‌رسد که یوسفِ دل، آید از سفر؟

آه و دریغ و درد که دنیای کوچکم
تکرارِ دردِ دل شد و تکرارِ دردِسر

با خستگی، هزار شبِ خسته‌ام گذشت
وایِ من از هزار شبِ خستۀ دگر

آخر کجای این شبِ محتوم، زندگی‌ست؟
هر روزمان هَبا شد و هر شام مان هدر

در دل، مرا چقدر نماز است بی‌حضور
در کف، مرا چقدر قنوت است بی‌اثر

ای دل، چقدر دور شدی، دور از خودت
تو بی‌خبر ز مرگی و مرگ از تو بی‌خبر

یک شب درآ به خانه‌ام ای مرگِ مهربان
یک شب مرا به خلوتِ جادویی‌ات بِبَر

باید قضا کُنم همۀ عمرِ خویش را
من از قضا هنوز گرفتارم آن قَدَر،

کز هیچ کس امیدِ رهایی ز کار نیست
جز مالکِ قضا و به جز صاحبِ قَدَر

سنگی به سنگ خورد و سراپا شراره شد
دل، شعله‌ور نگشت ز بوسیدنِ «حَجَر»

سی شب به گردِ «حِجر» نشستم به التماس
سی شب تمام، دیده دل، باز تا سحر

امّا دریغ از آن که بلورین شود دلم
سنگین‌تر از همیشه، دلِ گنگ و کور و کر

پای برهنه، باز، دل از دست می‌‌دهم
وقتی هوای کعبه مرا اوفتد به سر

شاید هنوز نیمه دلی دارم از جنون
شاید هنوز نیمه غمی دارم از پدر

آه ای ستاره‌ای که نمی‌مانی از درخش
آه ای پرنده‌ای که نمی‌مانی از سفر

زان پیشتر که قافلۀ حاجیان رسند
یک شب مرا به خلوتِ «اُمّ‌القری» ببر

هر کس بر آن سر است که سوغاتی آورد
سوغات، سوی کعبه کسی می‌برد مگر؟

آری، به کعبه باید سوغاتی‌یی برم
دل می‌برم به کعبه و در دست او تبر

باید تهمتنانه گذشت از هزارخوان
هر خوانش، اژدهای سیاهِ هزارسر

یا رب به حقّ سیّد و سالارِ انبیاء
یا رب به حقّ هر چه نبی تا ابو‌البشر

یا رب به حقّ آیة «والشّمس و الضُّحی»
یا رب به حقّ سورۀ «النجم» و «القمر»

دل، سدّ راهِ من شده، من، سدّ راهِ دل
من را دگر، دگر کن و دل را دگر، دگر!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 15:45  توسط نمازخانه فنّی | 

  شيعه اجازه نخواهد داد "غدير" مايه اختلاف در جهان اسلام شود 

مسئله‏ى غدير براى ما شيعيان پايه‏ى عقيده‏ى شيعى است...آنچه كه ما امروز بايد به آن توجه كنيم، اين است كه شيعه اين عقيده را براى خود مثل جان عزيزى در طول قرنهاى متمادى حفظ كرده است... اين عقيده‏اى است كه شيعه آن را حفظ كرده است و حفظ خواهد كرد؛ اما توجه بكنيد كه اين اعتقاد مايه‏ى دعوا و نزاع نبايد بشود. اين، آن حرفى است كه ما سالهاست اين را گفتيم و تكرار كرديم، باز هم تكرار ميكنيم. و مى‏بينيم كه دشمن چه نيتى دارد، چه قصد خبيثى دارد از ايجاد اختلاف بين آحاد امت اسلامى به عناوين مختلف، از جمله با عنوان شيعه و سنى. دشمن يعنى دشمن اسلام، دشمن قرآن، دشمن مشتركات، دشمن توحيد؛ نه دشمنِ يك بخشى از اسلام. دشمن سعى‏اش اين است كه بين امت اسلامى، دشمنى برقرار كند؛ ميفهمد كه اتحاد دنياى اسلام چقدر براى او مضر است. دشمن ديد كه وقتى انقلاب اسلامى در ايران پيروز شد، عظمت اين انقلاب و تشعشع اين انقلاب، چطور در دنياى اسلام و در كشورهاى اسلامى توانست دلها را به خود جذب كند؛ دلهائى كه شيعه نبودند. ميليونها نفر از برادران اهل سنت در كشورهاى عربى، در كشورهاى آفريقائى، در كشورهاى آسيائى مجذوب انقلاب شدند و از اين ناحيه، دشمن ضربه خورد؛ از اتحاد دلها، از توجه دلها به جمهورى اسلامى - دلهاى آحاد مسلمانها - دشمن ضربه خورد. ميخواهد اين توجه را از بين ببرد؛ چه جور؟ با ايجاد دشمنىِ بين شيعه و سنى.   الان يكى از بخشهاى مهم سياست استكبار در همين منطقه‏ى ما - علاوه بر دشمنى‏هاى ديگرى كه ميكنند - اين است كه اين سران بعضى از كشورهاى عربى را با خودشان همراه كنند و آنها را در مقابل ملت ايران قرار بدهند؛ در مسائل گوناگون؛ در مسئله‏ى هسته‏اى و غير مسئله‏ى هسته‏اى، از مسائل مختلف. جلسه ميگذارند، مى‏نشينند، معامله ميكنند، توطئه ميكنند. آمريكا از بعضى از كشورهاى اسلامى مطالبه ميكند كه شما چه سهمى حاضريد ايفا كنيد در مقابله‏ى با ايران. سعى‏شان ايجاد دشمنى است. كارى كه دشمن ميتواند در محافل و تصميم‏گيرى‏هاى سياسى بكند، اين است كه سران دولتها را با جمهورى اسلامى وادار به مقابله كند؛ بيش از اين كارى نميتواند بكند. دشمن دل مردم - دل مردم كشورهاى عربى، دل مردم كشورهاى اسلامى، دل مردم فلسطين، دل مردم عراق - را نميتواند از جمهورى اسلامى برگرداند؛ دلها را كه نميتواند؛ حداكثر كارى كه بكنند اين است كه بتوانند دولتها را در مقابل جمهورى اسلامى قرار بدهند. البته آن دولتها هم هر كدام ملاحظه‏كارى‏هاى خودشان را دارند و اين جور هم نيست كه آماده باشند يكجا خودشان را در اختيار صهيونيستها و استكبار در اين قضيه قرار بدهند؛ اما در دل مردم اثرى نميتوانند بكنند. در دل مردم چه اثر ميكند؟ چه چيزى ميتواند دلهاى دنياى اسلام را از جمهورى اسلامى و از ملت ايران جدا كند؟ همين اختلافها و تعصبهاى مذهبى است. اينها ميتواند دلها را از هم جدا كند. از اين بايد ترسيد؛ از اين بايد ترسيد. همه مسئولند كه مراقبت كنند. اينكه در دنياى تشيع عليه برادران اهل سنت، در دنياى تسنن عليه برادران شيعه كتاب بنويسند، تهمت بزنند، بدگوئى كنند، اين نه هيچ شيعه‏اى را سنى خواهد كرد، نه هيچ سنى‏اى را شيعه خواهد كرد. آن كسانى كه مايلند همه‏ى مردم دنياى اسلام به محبت اهل‏بيت و ولايت اهل‏بيت بگروند، بدانند با دعوا راه انداختن و با اهانت كردن و با دشمنى كردن هيچ كس را نميتوان شيعه كرد و به ولايت اهل‏بيت متوجه كرد. دعوا ايجاد كردن جز بَغضاء و جدائى و دشمنى هيچ اثر ديگرى ندارد و اين بغضاء و دشمنى و جدائى همان چيزى است كه امروز آمريكا ميخواهد، صهيونيستها ميخواهند و دارند براى آن تلاش ميكنند. در يك كشور اروپائى غير اسلامىِ دشمن تاريخى و بنيادين با كشورهاى اسلامى، شما مى‏بينيد توى تلويزيون‏شان، مناظره‏ى شيعه و سنى راه مى‏اندازند. يكى را از شيعه دعوت ميكنند، يكى را از سنى دعوت ميكنند، كه شما بيائيد تو اين تلويزيون با هم مناظره كنيد. مقصودشان چيست؟ يك كشور مسيحى، يك كشور استعمارگر با سابقه‏ى سياه، مناظره‏ى شيعه و سنى به چه مقصود راه ميندازد؟ ميخواهد حقيقت معلوم بشود؟ ميخواهد در بين مباحثه و مناظره، مستمعين و مخاطبانش حق را بفهمند؟ يا ميخواهد از اين گفتگوها و از آنچه كه در خلال اين گفتگوها ممكن است از كسى سر بزند، اين آتش اختلاف را تشديد كند؟ نفت روى اين آتش بريزد؟ اينها بايد ما را بيدار كند. اينها بايد ما را به خود بياورد؛ بايد هشيار بشويم. شيعه منطق قوى‏اى دارد؛ استدلال متكلمين شيعه و علماى شيعه درباره‏ى مباحث تشيع استدلالهاى پولادين و محكمى است؛ اما اين ربطى ندارد به اينكه در دنياى تشيع شروع كنند به مخالفان خودشان بدگوئى كردن و اهانت كردن و ايجاد دشمنى كردن، آن هم در مقابل همين جور، و آتش دعوا درست كنند. ما اطلاع داريم، بنده هم امروز اطلاع دارم، هم از گذشته اطلاع دارم كه پولها دارد خرج ميشود براى اينكه اينها كتاب فحش و دشنام و تهمت بنويسند عليه آنها، آنها كتاب فحش و دشنام و تهمت بنويسند عليه اينها؛ پول هر دو را هم يك مركز ميدهد؛ پول هر دو كتاب و نشر هر دو كتاب از يك جيب خارج ميشود. اينها هشداردهنده نيست؟ اينها را بايد توجه كنند.   من امروز به بركت ولايت اميرالمؤمنين و به نام آن بزرگوار و با استمداد از روح بزرگ اميرالمؤمنين اين را عرض كردم براى اينكه يك تأكيدى باشد بر آنچه كه در طول ساليان متمادى امام بزرگوار گفتند، ماها گفتيم؛ همه بدانند، اينجور نباشد كه كسى از يك گوشه‏اى خيال كند دارد از شيعه دفاع ميكند و تصور كند دفاع از شيعه به اين است كه بتواند آتش دشمنى ضد شيعه و غير شيعه را برانگيزد. اين دفاع از شيعه نيست؛ اين دفاع از ولايت نيست. اگر باطنش را بخواهيد، اين دفاع از آمريكاست؛ اين دفاع از صهيونيستهاست. استدلال منطقى هيچ اشكالى ندارد؛ كتابها بنويسند، استدلال كنند؛ علماى ما نوشتند، امروز هم مينويسند و بنويسند. ما در فروع، در اصول، در بسيارى از مسائل، نظرات مستقل شيعى داريم، اينها را استدلال كنند، بيان كنند؛ آنچه كه غير از اينهاست، آن را با استدلال منطقى رد كنند؛ هيچ مانعى ندارد. اما اين غير از اهانت كردن، بدگوئى كردن، دشمنى درست كردن است؛ به اين بايد توجه كرد.  


فرازی بیانات مقام معظّم رهبری به مناسبت عید غدیر خم

1387/9/27

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 15:44  توسط نمازخانه فنّی | 

«غدیر خم» نام ناحیه‌ای است در میان مکه و مدینه که بر سر راه حجاج قرار دارد. غدیر خم نام محلی است که به خاطر وجود برکه‌ای در این محل، که در آن آب باران جمع می‎شده‌است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته‌است. غدیر در ۳ کیلومتری شرق جحفه واقع شده و جحفه در ۱۵۶ کیلومتری شمال مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه می‌باشد. غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع می‌شد اما دارای گرمایی طاقت فرسا و شدید است.

بنای نخست غديريه كه جزو آثار اسلامی گذشته محسوب می شود همزمان با تخريب اماكن مختلف اسلامي از جمله قبه هاي موجود بر سر قبور ائمه در بقيع تخريب شد.

قصر غدير خم : سالن بزرگی است كه داراي پنجره هايی به شكل مقرنس و نشان دهنده ساخت بنايی اساسی در آثار اسلامی است كه با ملات ساروج و سنگ ساخته شده است.

مسجد غدیر خم : این مسجد كه وسعتي بالغ بر ۵۰ متر مربع داشت در منطقه غدير در دو دهه اخير به دست افراد خير و نيكوكار بازسازی شده كه نشانگر وجود اهميت اين منطقه بوده است اما در شهریور ۱۳۸۶ فرقه وهابیت در اقدامی شبانه مسجد غدیر خم را به ویرانه ای تبدیل کردند.

مسجد غدیر خم در روایات:

شیخ کلینی(ره) در کتاب شریف کافی فصلی با عنوان «مسجد غدیر خم» آورده و چنین گفته است:

۱- عبدالرحمن بن حجاج می گوید: «روز بود و من مسافر بودم از حضرت موسی بن جعفر(ع) درباره خواندن نماز در مسجد غدیر خم پرسیدم.

در پاسخ فرمود: در آن مسجد نماز بگزار، زیرا نماز در آن فضیلت بسیار دارد و پدرم همیشه به آن سفارش می کرد

۲- حسان جمال می گوید: «امام صادق(ع) را از مدینه به مکه همراهی می کردم، وقتی به مسجد غدیر رسیدیم حضرت نگاهی به سمت چپ مسجد کرد و فرمود: آنجا جای پای رسول خدا(ص) است جایی که فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه ...»

۳- ابان از امام صادق(ع) چنین روایت می کند: «نماز خواندن در مسجد غدیر مستحب است، زیرا که پیامبر(ص) در آن مکان امیرمؤمنان(ع) را به پا داشت (و او را به عنوان جانشینی خود به مردم معرفی کرد) و آن همان جایی است که خداوند حق را ظاهر ساخت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 16:32  توسط نمازخانه فنّی | 


بسم الله الرحمن الرحيم


ا


للهم صل علي علي بن محمد عبدک و ولي دينک

داستانهايي کوتاه از زندگاني امام هادي عليه السلام

از كسى‌ كه‌ بر او خشم‌ گرفته‌اى‌ ، صفا و صميميت‌ مخواه‌ و از كسى‌ كه‌ به‌ وى‌ خيانت‌ كرده‌اى‌ ، وفا مطلب‌ ، و از كسى‌ كه‌ به‌ او بدبين‌ شده‌اى‌ ، انتظار خيرخواهى‌ نداشته‌ باش‌ ، كه‌ دل‌ ديگران‌ براى‌ تو همچون‌ دل‌ تو براى‌ آنهاست‌.

(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 305)


احترام مخالفان به امام هادى عليه السلام

به متوكل گفتند: هيچ كس چنان نمى كند كه توبا خود مى كنى در بـاب عـلى بـن مـحـمـّد تـقـى ؛ زيـرا كـه هـر وقـت ]بـه [ مـنزل تووارد مى شود هركس كه در سراى است اورا خدمت مى كند به حدى كه نمى گذارند كـه پـرده بـلند كند ودر را باز كند وچون مردم اين را بدانند مى گويند اگر خليفه نمى دانـسـت اسـتحقاق اورا از براى اين امر اين نحورفتار با اونمى نمود بگذار اورا وقتى كه داخـل خـانـه مى شود خودش پرده را بلند كند وبرود همچنان كه سايرين مى روند وبه او برسد همان تعبى كه به سايرين مى رسد. متوكل فرمان داد كه كسى خدمت نكند على نقى عـليـه السـلام را واز جـلواوپـرده را بـلنـد نـكـنـد ومـتـوكـل بـسيار اهتمام داشت كه از خبرها ومـطـالبـى كـه در مـنزلش واقع شده مطلع شود لاجرم كسى را گماشته بود كه خبرها را بـراى اومـى نـوشـت پـس نـوشـت آن مـرد بـه مـتـوكـل كـه عـلى بـن محمّد عليه السلام چون داخـل خانه شد كسى پرده را از جلوبلند نكرد لكن بادى وزيد به حدى كه پرده را بلند كـرد وآن حـضـرت بـدون زحـمـت داخـل شـد. مـتـوكل گفت مواظب باشند وقت بيرون رفتنش را. ديـگـربـاره آن گـماشته متوكل نوشت كه بادى بر خلاف باد اولى وزيد وپرده را بلند كـرد كـه آن حـضـرت بـدون تـعـب بيرون رفت . متوكل ديد كه در اين كار فضيلت حضرت ظـاهـر مـى شـود فـرمـان داد كـه بـه دسـتـور سـابـق رفـتـار كـنـيد وپرده از پيش اوبلند كنيد.(1)


احترام بى اختيار

امـين الدّين طبرسى از محمّد بن حسن اشتر علوى روايت كرده كه گفت : من و پدرم بر در خـانـه مـتـوكـل بـوديـم ومـن در آن وقـت كـودك بـودم وجـمـاعـتـى از طـالبـيـيـن و عـباسيين وآل جعفر حضور داشتند وما واقف بوديم كه حضرت ابوالحسن على هادى عليه السلام وارد شـد تـمـامـى مـردم بـراى اوپـيـاده شـدنـد تـا آنـكـه حـضـرت داخـل خـانـه شـد. پـس بـعضى از آن جماعت به بعضى ديگر گفتند كه ما چرا پياده شديم بـراى ايـن پسر نه اواز ما شرافتش بيشتر است ونه سنش زيادتر است ، به خدا سوگند كه براى اوپياده نخواهيم شد. ابوهاشم جعفرى گفت : به خدا كه وقتى اورا ببينيد براى اوپـيـاده خـواهـيـد شـد در حالى كه خوار باشيد. پس زمانى نگذشت كه آن حضرت تشريف آوردنـد چـون نـظـر ايـشـان بر آن حضرت افتاد تمامى براى اوپياده شدند ابوهاشم به ايـشـان فـرمـودنـد: آيـا شـمـا نـگـفـتـيد كه ما پياده نمى شويم براى او چگونه شد پياده شـديـد؟! گـفـتـند: به خدا سوگند كه نتوانستيم خوددارى كنيم تا بى اختيار پياده شديم. (2)


علت شيعه شدن يك اصفهانى

قطب راوندى روايت كرده كه جماعتى از اهل اصـفهان روايت كرده اند كه مردى بود در اصفهان كه اورا عبدالرحمن مى گفتند واوبر مذهب شـيـعـه بـود بـه او گـفـتـنـد بـه چـه سـبـب تـوديـن شـيـعـه را اخـتـيـار كـردى وقـائل بـه امـامت حضرت امام على نقى عليه السلام شدى ؟ گفت : به جهت معجزه اى كه از اومـشـاهـده كـردم وحـكـايـت آن چـنـان بـود كـه مـن مـردى فـقـيـر وبـى چـيـز بـودم وبـا ايـن حـال صـاحـب زبـان وجـراءت بـودم . در يـكـى از سـالهـا اهـل اصـفـهـان مـرا بـا جـمـاعـتـى بـه جـهـت تـظـلم بـه نـزد متوكل فرستادند چون ما به نزد متوكل رفتيم روزى بر در خانه اوبوديم كه امر شد به احـضـار عـلى بـن محمّد بن الرضا عليهم السلام ، من از شخصى پرسيدم كه اين مرد كيست كـه مـتـوكـل امـر كـرده به احضار آن ؟ گفت : اومردى است از علويين كه رافضه اورا امام مى دانـنـد، پـس از آن گـفـت : مـمـكـن اسـت مـتـوكـل اورا خـواسـتـه بـاشـد بـراى آنـكـه اورا بـه قـتـل رساند. من با خود گفتم كه از جاى خود حركت نمى كنم تا اين مرد علوى بيايد و اورا مشاهده كنم پس ناگهان شخصى سوار بر اسب پيدا شد مردم به جهت احترام در طرف راست وچـپ راه اوصـف كـشـيـدنـد واورا مـشـاهـده مـى كـردنـد پـس چون نگاه من بر اوافتاد محبت اودر دل مـن جـاى گـرفـت پـس شـروع كـردم در دعـا كـردن كـه خـداونـد شـرّ مـتـوكـل را از اوبـگـردانـد وآن جـنـاب از مـيـان مـردم مـى گـذشـت در حـالى كـه نـگـاهـش به يـال اسـب خـود بـود وبـه جـاى ديـگـر نـگـاه نـمـى كـرد تـا بـه مـن رسـيـد ومـن هـم مشغول به دعا در حق اوبودم پس چون محاذى من شد روى خود به من كرد و فرمود: خدا دعايت را مستجاب كند وعمرت را طولانى ومال واولادت را بسيار گرداند. چون من اين را بشنيدم مرا لرزه گـرفـت ودر مـيان رفقايم افتادم ، پس ايشان از من پرسيدند كه تورا چه مى شود؟ گـفـتـم : خـيـر اسـت وحـال خـود را بـا كـسـى نـگـفـتـم . چـون برگشتم به اصفهان خداوند مال بسيار به من عطا كرد وامروز آنچه من اموال در خانه دارم قيمتش به هزار درهم مى رسد سـواى آنـچه بيرون خانه دارم وده اولاد هم مرا روزى شد وعمرم هم از هفتاد تجاوز كرده ومن قائلم به امامت كسى كه از دل من خبر داده ودعايش در حق من مستجاب شده .(3)


علت هدايت يك واقفيه

ونـيـز حـديـث كـرد سـعـيـد گـفـت جـمـع شـديـم در وليـمـه يـكـى از اهـل سرّ من راءى حضرت ابوالحسن على بن محمّد نيز تشريف داشت پس شروع كرد مرد به بازى كردن و مزاح نمودن وملاحظه جلالت واحترام آن حضرت را ننمود پس حضرت روكرد بـه جـعـفـر وفرمود: همانا اين مرد از اين طعام نخواهد خورد وبه اين زودى خبرى به او مى رسـد كـه عـيـش اورا مـنغص خواهد كرد. پس خوان طعام آوردند، جعفر گفت : ديگر بعد از اين خـبـرى نـخـواهـد بـود بـاطل شد قول على بن محمّد عليه السلام ، به خدا قسم كه اين مرد شـسـت دسـت خـود را بـراى طـعـام خـوردن ورفـت بـه سـوى طـعـام در هـمـيـن حال ناگاه غلامش گريه كنان از در منزل وارد شد وگفت : برسان خود را به مادرت كه از بـالاى بـام خـانـه افتاد ودر حال مرگ است ، جعفر چون اين مشاهده كرد گفت : واللّه ! ديگر قـائل بـه وقـف نخواهم بود وخود را از واقفيه قطع كردم وبه امامت آن حضرت اعتقاد نمودم .(4)

1-( بحارالانوار ) 50/128.

2- ( إ علام الورى ) طبرسى2/118.

3- ( الخرائج ) راوندى 1/392.

4- ( إ علام الورى ) طبرسى 2/123.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:26  توسط نمازخانه فنّی | 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 16:49  توسط نمازخانه فنّی | 
*برای عروسک های هباء...

هباء، سلام!
هدیه های «تانیا» را گرفتی؟!
قبل از پرتاب، روی راکت ها برایت یادگاری نوشته بود...

...
هباء!
طعم سرب، طعم گلوله چه طعمی است؟
اینجا ما «رمز تمایز» را خوب می فهمیم؛
وقتی به ما می گویند: «با ما باش: نستله»...

...
هباء!
فدای کودکی هایت شوم!
از امروز، دیگر همه ما «فلسطینی» هستیم.
بغضت نشکند...
عیبی ندارد،
بگذار ملک عرب، پیمانه به پیمانه قاتل هستی تو بزند، به سلامتیش...

...
هباء!
دستان کوچکت را می بوسم،
یادت نرود، مواظب باش... مواظب خلخال پای پیرزن یهودی...

...
هباء؛
دختر 6ساله فلسطینی!
به داود -برادرت- بگو:
هر وقت سنگی به سوی جالوت پرتاب کرد،
سنگی نیز به چشم های کور دنیا بزند، و به دل های سیاه مردمانش...



....
این، شمعی است کوچک برای خانه کوچک هباء... / بشنوید حکایت کودکانه هباء را از لطف عدو...


(اگر موفق نشدید ببینید: + )


نقل قول از شق القلم
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 19:25  توسط نمازخانه فنّی | 

در پی ارسال برخی سوالات در خصوص کافر خواندن شیعیان توسط برخی از علمای وهابی و اینکه ایا شیعیان نیز متقابلا میتوانند اهل سنت را کافر بدانند ؟ این سوال که بصورت یک استفتاء به دفتر ایشان ارسال گردیده است اینگونه پاسخ داده شد :

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله وحید خراسانی ، در پی ارسال برخی سوالات در خصوص کافر خواندن شیعیان توسط برخی از علمای وهابی و اینکه ایا شیعیان نیز متقابلا میتوانند اهل سنت را کافر بدانند؟ این سوال که بصورت یک استفتاء به دفتر ایشان ارسال گردیده است اینگونه پاسخ داده شد :

بسمه تعالی
ما جمعی هستیم ساکن در محلی که اهل سنت زندگی می کنند و آنها ما را کافر می دانند و می گویند شیعه کافر است در اینصورت آیا ما هم می توانیم با آنها معامله به مثل کنیم و همانطوری که آنها ما را کافر می دانند ما هم با آنها معامله کفار کنیم. مستدعی است وظیفه شرعی ما را در مقابل این حملات بیان کنید.
امضاء: جمعی از مؤمنین

جواب: بسم الله الرحمن الرحیم
هر کس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم بدهد مسلمان است، و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری است محترم است.
و وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده شهادتین هر چند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آنها به ناحق با شما رفتار کردند شما از صراط مستقیم حق و عدل منحرف نشوید، اگر کسی از آنها مریض شد به عیادت او بروید، و اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید، و اگر حاجتی به شما داشت حاجت او را برآورید، و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود: « و لایجرمنکم شنأن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی » و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود: « و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا » و السلام علیکم و رحمه الله

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 17:34  توسط نمازخانه فنّی | 

اصل قضيه "عشق" است

10/9/1387

برگزيده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد ازدواج جوانان

خداوند از زن و مرد تنها خوشش نمی‌آيد

خدای متعال از زن و مرد تنها خوشش نمی‌آيد، مخصوصا آن‌هايی كه جوانند و بار اولشان است. مخصوص جوان‌ها هم نيست. خدای متعال از زندگی مشترك و مزدوج خوشش می‌آيد. آدم تنها، مرد تنها و زن تنها كه همـه عمر را به تنهايی می‌گذراند، از ديد اسلامی چيز مطلوبی نيست . مثل يك موجود بيگانه است در مجموعه پيكره انسانی. اسلام اين طور خواسته كه خانواده، سلول حقيقی مجموعه پيكره جامعه باشد نه فرد تنها.

خطبه عقد 75/10/05




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 17:18  توسط نمازخانه فنّی |